برنامه ريزي سفر و راهنمای جاذبه هاي گردشگري تهران
سريال سربداران – خلاصه قسمت دهم
در مسجد ابتدا خواجه نيشابور سخن گفت و بار ديگر از مردم خواست تا با محمد هندو بيعت كنند. هنگام صحبت كردن شيخ حسن به ترفند قاضي شارح در مسجد هياهو به راه انداختند و نگذاشتند شيخ سخن بگويد و تنها شيخ در جمله اي كوتاه خطاب به آنها فرياد زد اي كوفيان. امام حسين عليه السلام با يزيد بيعت نكرد. مگر نه آنكه هر دو عرب بودند.
خان باشتين به روستاي اباحمزه رفت و از مردم طلب شراب و شاهد و زن كرد. پسران اباحمزه اين امر را تاب نياورده و او را كشتند . ساير اها لي روستا نيز در ياري آنها بقيه مغولها را كشتند. حال مانده بودند كه در ازاي اين امر چه بلايي از سوي مغولان بر سرشان خواهد آمد. آنها خود را سربدار ناميدند. كفن پوشان ، حيدر گويان و سلاح به دست به سمت باشتين رفتند و آنجا را تسخير كردند. باشتين را ازمغولان پاكسازي كردند وزندانيان را نيز آزاد كردند. در اين ميان تعدادي آز آنها نيز به شهادت رسيدند.
سريال سربداران – خلاصه قسمت يازدهم
ارغون شاه مغول در نيشابور مستقر شد . قاضي شارح قاضي القضاه او شد و در دم ، خواجه نيشابور را به جرم حمايت از محمد هندو بر دار كردند. شيخ حسن جوري و يارانش از شهر خارج ودر كوه سكني گزيدند.
در نيشابور قاضي شارح شايعه كرد كه شيخ حسن جوري با ارغون شاه بيعت كرده است و در دربار شاه به سر مي برد و اكنون در بستر بيماري است. ياران شيخ حسن اين امر را به گوش وي رساندند و گفتند كه به اسم شيخ حسن ، مغولان در شهر فساد مي كنند و به چه دليلي شيخ حاضر نشد با محمد هندو وزير ايراني بيعت كند. شيخ در پاسخ گفت هم اكنون شيخ حسن را تباه كردند و اگر وزير ايراني مي آمد خدا را تباه مي كردند.
علیرضا عالم نژادچهارشنبه یازدهم آذر 1388 در ساعت 8:56 |