تبليغاتX
کافه تهرون - خلاصه قسمتهای هفتم ، هشتم و نهم سریال سربداران
کافه تهرون
برنامه ريزي سفر و راهنمای جاذبه هاي گردشگري تهران

توجه : خلاصه قسمتهای قبلی در آرشیو موضوعی دست نوشته ها ، تفدیم دوستان عزیز شده است.

 سریال سربداران – خلاصه قسمت هفتم

 از سویی محمد هندو و از سوی دیگر ارغون شاه مغول در راه رسیدن به نیشابورند. جنگ این دو بر سر مسند خراسان است. طوغای از باشتین گریخته و پیک سلطان ابوسعید که روزی از باشتین رانده شد بر مسند باشتین نشسته و خان باشتین را گردن زد. از سوی دیگر شیخ حسن جوری به نیشابور رسید اما خود را معرفی نکرد تا اوضاع را دریابد.خواجه نیشابور که از دوستان محمد هندوست در حال ترغیب مردم جهت بیعت با محمد هندو می باشد و ادعا می کند که اگر شیخ حسن نیز بیاید با محمد هندو بیعت خواهدکرد. شیخ حسن که در حال شنیدن این سخنان است تاب نیاورده و به عنوان یک درویش ساده سخن می گوید که شیخ حسن با هیچ شاه و شاهزاده ای بیعت نخواهدکرد و خطاب به مردم می گوید شما بیش از اندازه شیخ حسن را بزرگ کرده اید. او هم بنده ایست از بندگان خدا و چه بسا هر یک از شما در درگاه خداوند از شیخ حسن عزیز تر باشید. مردم ازشنیدن این سخنان خشمگین شده و به درویش که همان شیخ حسن جوری است حمله ور شده و او را کتک می زنند.از طرفی هم قاضی شارح خود را به نیشابور رسانیده و خود را در دل خواجه نیشابور جا می کند.

 سریال سربداران – خلاصه قسمت هشتم

 شیخ حسن جوری به طور مخفیانه در مسجد جامع نیشابور سکنی گزیده تا شرایط را بررسی کند . یکی از مریدان وی او را می شناسد و شیخ به کمک او مریدان خود را در نیشابور سازماندهی می کند. قاضی شارح در نیشابور خبر مرگ شیخ حسن را اعلام می نماید و از مردم می خواهد که برای شیخ خدا بیامرز بگویند.

شیخ هم در اعلامیه ای خبر مرگ خود را تکذیب و اعلام می دارد کا صبح روز جمعه در مسجد جامع نیشابور با مردم سخن خواهد گفت.

 سریال سربداران – خلاصه قسمت نهم

 ارغون شاه مغول به نزدیکی نیشابور رسیده است، قاضی شارح که مردی است سالوس ، چرب زبان و هرهری مذهب ، آماده است تا کمر خدمت بر آنکس که صاحب قدرت است ببندد. خود را به نزد ارغون شاه رسانده و به او می گوید که حامل خبری است و خبر این است که محمد هندو قرار است از روبرو و از پشت سر به سپاه او حمله کند. از سوی دیگر قاضی شارح در نیشابور خود را دوست و موافق خواجه نیشابور و محمد هندو نشان می دهد. خلاصه در نیشابور بلوایی است و همه منتظرند تا شیخ حسن در مسجد جامع با آنها سخن گفته و تکلیف مسلمانان را مشخص سازد.

 

موضوع مطلب : دست نوشته ها
علیرضا عالم نژادشنبه هفتم آذر 1388 در ساعت 19:49 |