تبليغاتX
کافه تهرون - غم زمانه
کافه تهرون
برنامه ريزي سفر و راهنمای جاذبه هاي گردشگري تهران
دیروز عصر خیلی دلم گرفته بود .از دست این زمونه ، بگذریم. باخودم گفتم برم سر قبر میرزا جهانگیر خان، میرزا جهانگیر خان صور اسرافیل. رفتم میدون انقلاب ، چهارراه لشگر و از اونجا هم خیابون مخصوص. سر راه هم یه سر در خیلی خوشگل دیدم به تاریخ 1312 یا 1314 خیلی خوشگل بود. خلاصه رسیدم به بیمارستان لقمان حکیم . بغل بیمارستان یه کوچه بود به نام شهید ابراهیمی . حدس زدم باید خودش باشه. از همون اول کوچه ساخت و ساز بیمارستان در ته کوچه مشخص بود . حس و حال غریبی داشتم خودم به انتهای کوچه رسوندم . پلاک 18 یه در آبی رنگ. گفتم خودشه ولی باز از کارگر ساختمانی بیمارستان پرسیدم . گفت بله ما هم شنیدیم که چند تا قبر توی این خونه هست. خیلی در زدم ولی کسی در رو باز نکرد. صدای میرزا جهانگیر خان رو می شنیدم که می گفت یه بار دیگه بیا قول می دم در باز میشه. از پشت در یه فاتحه فرستادم و با هزار تا فکر و خیال از کوچه خارج  شدم . ایشالا هیچ کس پشت هیچ در بسته ای نمونه. به میرزا جهانگیر خان قول دادم که خیلی زود برگردم.