تبليغاتX
کافه تهرون - فرهنگ و آداب و رسوم
کافه تهرون
برنامه ريزي سفر و راهنمای جاذبه هاي گردشگري تهران
امسال یه سری عکس از محرم تهران قدیم گرفتم که یه چندتایی رو تقدیمتون می کنم.

نخل سمبل و نمادي است كه بيشتر در مناطقي مانند يزد به چشم مي خورد. ازنظر سمبل چيزي شبيه به علم يا علامت است كه گاهي بر شانه هاي عزاداران زيادي حمل مي گردد .

در محله درخونگاه تهران و در تكيه درخونگاه كه در ايام دهه محرم برپا مي باشد ، نخلي وجود دارد كه به نخل درخونگاه معروف است و حكايت آن از اين قرار است كه قديمي هاي محل مي گويند در سالهاي دور اين نخل با دعوا و كتك كاري و جنگ و خونريزي از محلي ديگر به محله درخونگاه آورده مي شود و بعضي از قديمي هاي محل مي گويند به خاطر اين خونريزي ها اين محل به نام درخونگاه شهرت پيدا مي كند.

خيلي از مردم در ايام محرم به تكيه درخونگاه مي آيند و نذر و نيازي كرده و پارچه سبزي به اين نخل مي بندند. محرم امسال فرصتي دست داد تا بنده هم سري به اين تكيه و نخل معروف آن بزنم.

 

يكي از آداب و رسوم تهران در ايام ماه محرم  ، نذرحلوا در روز تاسوعا مي باشد . اين اتفاق در بسياري از كوچه پس كوچه هاي تهران قديم مي افتد ولي بيشترين تمركز آن در چهارراه گلوبندك مي باشد.

حكايت اين نذر از اين قرار است كه مردم نذري مي كنند و اگر حاجت روا شدند يك چراغ پيك نيكي به دست مي گيرند و همراه با ساير وسايل مربوط به درست كردن حلوا در كوچه پس كوچه ها و در پياده رو ها اقدام به درست كردن حلوا مي كنند. ازدحام كساني كه مشغول درست كردن حلوا مي شوند به حدي زياد است كه شما به سختي از بين جمعيت عبور مي كنيد. عده اي هم بنا به عقيده و نذري كه در ذهنشان است شروع به جمع آوري حلوا هاي افراد مختلف مي كنند . خلاصه حكايت نذر حلوا در تهران قديم براي خودش حكايتي است.

درود بر کافه تهرونیهای عزیز. شب یلدا بر همه شما دوستان  مبارک. من که یه سرمای حسابی خوردم و اصلا حال و حوصله ندارم. امیدوارم شما خوب و سلامت باشید و شب خوشی رو در کانون گرم خونواده هاتون سپری کنید. پارسال سولماز از دوستان خوب کافه تهرون یه مطلبی رو در مورد شب یلدا آماده کرده بود که امسال هم اون مطلب رو براتون میگذارم و به همین بهونه بازهم از سولماز تشکر می کنم و بهترین ها رو براش آرزو می کنم.

 شب چله یا همان شب یلدا که آن را انقلاب زمستانی نیز می نامند به بلند ترین شب سال در نیمکره ی شمالی زمین اطلاق میشود. از غروب آفتاب 30 آذر تا طلوع آفتاب 1 دی شب یلداست که برای ایرانیان از اهمیت خاصی برخوردار است. ایرانیان باستان اعتقاد داشتند که اول زمستان شب زایش خورشید و تولد میترا همان خداوندگار روشنایی است و برای آن جشن بزرگی برپا میکردند.

در این شب مردم گرد آتش و خوانی گسترده که آن را...

بخش هفتم :  سردم خوانی و سخنوری (منبع : فصلنامه تاریخ معاصر ایران)

در گذشته‌هاي دور در تهران و شهر ري و ديگر شهرها محافل و مجالس ادبي برپا مي‌شد كه شاعران در آن محافل و مجالس اشعاري را كه خود سروده بودند مي‌خواندند و با هم مشاعره مي‌نمودند. در تهران و شهر ري مكانهايي وجود داشت كه در آنجا سردم مي‌بستند. بيشتر از قهوه خانه‌هاي بزرگ براي بستن سردم استفاده مي‌كردند. نحوه بستن سردم در اين قهوه خانه‌ها به اين صورت بود كه از تمام صنفهاي موجود آن دوران استفاده مي‌شد.

 براي بستن سردم نمونه محصولات توليدي مشاغل رايج آن دوران را در كنار هم قرار مي‌دادند و يك نفر به عنوان نماينده از طرف آن صنف در مقابل جايي كه به آن صنف تعلق داشت روي صندلي مي‌نشست و سخنور و يا شاعر بود. مثلا صنف كفاشها چند جفت كفش را در جايي كه متعلق به صنف كفاشها بود قرار مي‌دادند و يك نفر نماينده صنف كفاشها مي‌شد. به همين‌ترتيب تمام صنفهاي موجود آن دوران از قبيل بناها، آهنگرها، فرش‌فروشها، قصابها و غيره هر كدام نمونه‌اي از ابزار كار خود و يا اجناس خود را در كنار هم قرار مي‌دادند و يك نفر به عنوان نماينده از هر صنف در مقابل جايي كه به آن صنف مربوط مي‌شد روي صندلي مي‌نشست و نكته بسيار مهم اينكه شخصي كه به عنوان نماينده هر صنفي حاضر مي‌شد سخنور و يا شاعر بود تا بتواند با خواندن اشعار در قالب سخن سؤال و يا جواب پاسخ سخنوري را كه در مقابل آن صنف قرار مي‌گيرد را بدهد.

 وقتي كه سردم به اين ترتيب بسته مي‌شد در ابتداي ورودي محل سردم، زنجيري را مي‌بستند كه به آن زنجير قرق مي‌گفتند. و در بالاترين محل نيز كه بالاي سردم مي‌نامند يكي از پيشكسوتان عرصه سخنوري مي‌نشست. و قسمتي از محل قهوه‌خانه را نيز براي مستمعين آماده مي‌كردند.

 هنگام شروع مجلس سردم خواني سكوت محض در بين مستمعين حاكم مي‌شد و اين سكوت را فقط در مجالسي ديگر مثل نقّالي آن هم در شبهايي كه مربوط به سهراب‌كشي مي‌شد مشاهده مي‌كنيم.

 بعد از آماده شدن سردم مجلس شروع مي‌شد. ابتدا سخنوري وارد مي‌شد. براي پيشكسوتان زنجير قرق را باز مي‌كردند و با احترام وارد سردم مي‌شد و در اولين منزل با نخستين نماينده يكي از صنفها شروع به مشاعره مي‌نمود و به همين ترتيب منزل به منزل جلو مي‌رفت تا به منزل هفتم برسد. مشاعره در قالب سؤال و جواب انجام مي‌شد.

 دو طرف سردم را «دم» مي‌نامند و سخنوراني در گذشته بودند كه به جهت معلومات و تسلط فراوان، همزمان با دو طرف سردم يعني با دو سخنور مشاعره مي‌نمودند. مانند مرحوم حاج آقا رضا خوشنويس، مرحوم حاج احمد صالح، مرحوم مهدي بلبل تهراني، مرحوم محمد چهل تن و مرحوم شاه ضيائي خانلري و... .

در سردم‌خواني بعد از اينكه سخنور منزلها را طي مي‌نمود آن سخنوري كه در يكي از منزلها و يا در منزل آخري نمي‌توانست به سؤال طرح شده جوابي با همان وزن و رديف و قافيه بدهد آن را به جايگاهي كه قبلا آماده كرده بودند و حلقه‌دار مي‌ناميدند مي‌بردند و او را تا پاي طناب‌دار مي‌بردند و در اين زمان يكي از محاسن سفيدهاي مجلس و يا سخنوري پيشكسوت، با ذكر چند صلوات ضامن مي‌شد و مجلس تمام مي‌گرديد و در آخر مجلس ذكر مصيبتي از حضرت ابا عبدالله الحسين(ع) خوانده مي‌شد و دعا مي‌كردند و مجلس تمام مي‌شد. و شور و حالي ادبي و عرفاني در مجالس سردم‌خواني حاكم بود.

در سردم‌خواني مطالب عرفاني، اجتماعي، مذهبي و علمي در قالب سخن بين سخنوران رد و بدل مي‌شد و مستمعين نيز از اين مجالس نهايت بهره را مي‌بردند و هركس مي‌خواست در اين عرصه به عنوان سخنور حاضر شود مي‌بايست معلومات و محفوظات فراواني داشته باشد.

بخش ششم : میانداری و میاندارهای زمینه خوانی  (منبع : فصلنامه تاریخ معاصر ایران)

ايجاد نظم و ترتيب در هر گردهمايي و همايشي از اهميت خاصي برخوردار است. به كسي كه اين نظم را در بين گروه يا جمع حاكم نمايد ناظم گويند. در هيئتهاي عزاداري عمومآ به جاي كلمه ناظم از لفظ مياندار استفاده مي‌شود و آنكه نظم را در مجلس يامحفلي كه در آن اقامه عزا شده بر عهده دارد مياندار نامند. شروع مجلس عزا بر عهده وي مي‌باشد و در هنگام سينه‌زني در وسط حلقه سينه‌زنان قرار مي‌گيرد و سينه‌زنان را با مداح، همنوا و همساز مي‌نمايد. اما در سبك زمينه‌خواني مياندار بايد به غير از موارد ذكر شده كه در سبكهاي ديگر عزاداري رايج مي‌باشد موارد ديگري را رعايت نمايد و به چند اصل مهم آگاهي داشته باشد. اول اينكه به علم موسيقي آشنا باشد زيرا تمام نوحه‌ها در دستگاههاي موسيقي سروده شده است و اگر مياندار به اين علم آگاه نباشد نمي‌تواند نوحه را ميانداري كند. دوم اينكه بايد محفوظات زيادي از شاعران را در خاطر داشته باشد تا بتواند در موقع لزوم و سؤال و جوابها در مقابل مداح جوابها را با اشعار بدهد.

 نكته سوم اينكه بايد به فن سخنوري و سردم خواني آشنا باشد زيرا بيشتر نوحه‌ها داراي جواب مي‌باشد و مياندار بايد از نظر فن بيان و سخنوري بهره‌مند باشد تا بتواند مجلس گرداني نمايد و در بعضي از اوقات كه مداح از سبك خارج مي‌شود سبك صحيح را به مداح معرفي نمايد تا مجلس و محفل از رونق و گرمي خارج نشود.

 و نكته آخر جسارت توأم با ادب از اصولي است كه يك مياندار بايد داشته باشد. ميانداراني كه در سبك زمينه‌خواني در تهران و شهر ري خوش درخشيدند و از نوابغ محسوب مي‌شوند :

 در تهران مرحوم مشهدي علي‌اكبر يكي از چهره‌هاي نام آشنا در كسوت ميانداري در سبك زمينه‌خواني مي‌باشد. وي از همعصران مرحوم حاج رضا خوشنويس و مرحوم صالح بود و در تهران در كسوت مياندارِ زمينه‌خواني خوش درخشيد. مرحوم مشهدي علي‌اكبر داراي محفوظات فراواني از اشعار مرحوم  مشكين و شاعران صاحب نام بود و به فن سخنوري آگاه. ديگر ويژگي وي اين بود كه جسارتي مثال‌زدني داشت و با علم موسيقي آشنايي داشت. وي ميانداري باتجربه بود و خوب مي‌دانست كه چگونه بايد مجلس را شروع نمايد و به اتمام برساند. از شاگردان وي در كسوت ميانداري مرحوم حاج عباس نكويان را مي‌توان نام برد.

 يكي ديگر از ميانداران موفق تهران مرحوم حاج قاسم رباني بوده است. مرحوم رباني در كسوت ميانداري در ورزش باستاني از اساتيد اين ورزش پهلواني محسوب مي‌شود.

 در شهر ري نيز در كسوت مياندارانِ زمينه‌خواني در دهه‌هاي گذشته مي‌توانيم نام مرحوم حاج حسين مشهدي غلامعلي و مرحوم دايي محمد قرباني را به عنوان نوابغِ اين كسوت معرفي نماييم.

 اين دو استاد از بهترين و موفق‌ترين افرادي بودند كه در دهه‌هاي گذشته در كسوت مياندار در سبك زمينه‌خواني خوش درخشيدند. مهمترين عامل موفقيت اين اساتيد در اين سبك آشنايي آنها با علم موسيقي و فن سخنوري بود.

بخش پنجم :معرفي پاتوقهاي زمينه‌خواني (منبع : فصلنامه تاریخ معاصر ایران)

عزاداري به سبك زمينه‌خواني در تهران و شهر ري از قديم‌الايام رايج بوده است و اين سبك از اهميت خاصي برخوردار بوده و مستمعين زيادي از اين سبك استقبال نموده‌اند و هم‌اكنون نيز اين سبك در تهران و شهر ري طرفداران زيادي دارد.

 در تهران در شبهاي چهارشنبه در مسجد حوض واقع در چهارراه سيروس مجلس زمينه‌خواني هر هفته برگزار مي‌گردد. مرحوم حاج قاسم رباني مياندار اول اين پاتوق بود و هم‌اكنون نيز آقاي امير عابد و حاج اكبر، ميانداران اين پاتوق مي‌باشند. يكي ديگر از پاتوقهاي تهران پاتوق مسجد جامع واقع در بازار تهران بعد از چهار سوق كوچك مسجد بازار بين‌الحرمين مي‌باشد. در اين پاتوق هر هفته شبهاي پنج‌شنبه مراسم عزاداري به سبك زمينه‌خواني برگزار مي‌گردد. مياندار اول اين پاتوق مرحوم مشهدي علي‌اكبر، يكي از نوابغ در كسوت ميانداران در زمينه‌خواني بوده است. مداحان و سخنوران بزرگي در گذشته در اين پاتوق براي حضرت اباعبدالله الحسين (ع) مديحه‌سرايي مي‌نمودند كه مشهورترين آنها مرحوم حاج آقا رضا خوشنويس و مرحوم حاج احمد صالح بودند. بعد از مرحوم مشهدي علي‌اكبر مرحوم حاج عباس نكويان و مرحوم حاج محمود زيبا از ميانداران اين پاتوق بودند.

 در شهر ري پاتوق كوي معيني معروف به پاتوق مرحوم (اصغر بازارچه) يكي از پاتوقهاي قديمي شهر ري مي‌باشد. در اين پاتوق شبهاي دوشنبه هر هفته مراسم عزاداري به سبك زمينه‌خواني برگزار مي‌گردد. سابقه اين پاتوق بيش از پنجاه سال مي‌باشد. مياندار اول اين پاتوق مرحوم پدرم (حاج احمد عابدي) بود. هم‌اكنون مياندار اين پاتوق آقاي اكبر مديري است كه يكي از ميانداران با تجربه محسوب مي‌شود.

 يكي ديگر از پاتوقهاي شهر ري پاتوق هاشم‌آباد مي‌باشد. در اين پاتوق شبهاي جمعه هر هفته مراسم زمينه‌خواني برقرار است. مياندار اول اين پاتوق مرحوم حسين مشهدي غلامعلي بود كه از نوابغ ميانداران محسوب مي‌گردد. بعد از فوت وي كسوت ميانداري به حاج محمود صفي واگذار شد و در كنار ايشان آقاي حاج حسين رفيعي (حسين استاد محمد) ديگر مياندار اين پاتوق مي‌باشد. پاتوق ديگر در شهرري پاتوق نفرآباد است. مياندار اول اين پاتوق مرحوم دايي محمد قرباني (دايي محمد آقا) بود كه وي از نوابغ در ميانداري و مداحي بود. يكي ديگر از ميانداران با تجربه در اين پاتوق آقاي مصطفي فلاح مي‌باشد. اين پاتوق هم مانند پاتوقهاي ديگر داراي سابقه‌اي طولاني است. و در شبهاي جمعه هر هفته مراسم برگزار مي‌گردد. پاتوق ديگري در شهر ري جديدآ تأسيس گرديده است و در شبهاي سه‌شنبه منزل آقاي اكبر مديري هر هفته مراسم عزاداري به سبك زمينه خواني برگزار مي‌گردد.

بخش چهارم :آداب عزاداري به سبك زمينه‌خواني (منبع : فصلنامه تاریخ معاصر ایران)

      مجالسي كه عزاداري به سبك زمينه‌خواني برگزار مي‌گردد ابتدا مياندار با ذكر چند صلوات مجلس را آماده مي‌نمايد و از اشعاري كه در قالب (دم) سروده شده است استفاده مي‌نمايد و مستمعين نيز وي را همراهي مي‌نمايند. و در بعضي از اوقات از اشعاري كه در قالب دم سروده شده و آن را به نام دمِ «زيرو بارو» مي‌نامند استفاده مي‌نمايد كه در اين موقع اولين بيت را «شاه فرد» گويند و در جواب هر بيتي كه مياندار مي‌خواند مستمعين آن را تكرار مي‌كنند. بعضي از اوقات چند مياندار در يك مجلس حضور دارند و مياندار اصلي وقتي از اشعاري كه در قالب دمِ زير و بارو استفاده مي‌كند در جواب يكي ديگر از مياندارها از شاه فرد حذر مي‌نمايد و در جواب از ابياتي ديگر استفاده نموده آن بيت را زودتر اعلام مي‌كند تا مستمعين بتوانند در جواب مياندار اصلي با وي همراه باشند و حال و هواي مجلس به گونه‌اي شگفت به مجالس سردم خواني نزديك مي‌شود.

 نمونه‌اي از يكي از دمهايي كه به صورت زيروبارو سروده شده و در مجالس استفاده مي‌شود:

سر از بدنم تشنه جدا شد / چه به جا شد / به كجا شد / كربلا شد

از گردنم اين دين ادا شد / چه به جا شد / به كجا شد / كربلا شد

(دم)

مدهوش الستم / ز آن عهد كه بستم / عهدي نشكستم

يمني بين يمني بين

(جواب)

از بردن انگشتر و ببريدن انگشت           نسبت به سلمان زمان اهرمني بين

 و سپس به ترتيب كسوت مداحان از آنها براي خواندن در مجلس دعوت به عمل مي‌آيد و آخرين نفر كه عنوان پيشكسوت را در مداحان دارد به ختم مجلس مي‌پردازد و اين مداح با ذكر مصيبت و خواندن نوحه حضرت ابوالفضل (ع) و دعا مجلس را ختم مي‌نمايد. لازم به ذكر است كه در هنگام خواندن نوحه توسط مداحان هر مداحي كه نوبت به آن مي‌رسد از پيش واقعه استفاده مي‌نمايد و مثلا اگر مداح قبلي نوحه‌اي از حضرت رقيه (س) بخواند مداح بعدي پيش واقعه از حضرت رقيه(س) مي‌خواند و بعد مجلس خود را شروع مي‌نمايد.

 و نكته بسيار مهم اينكه هرگاه مداحاني همراه مياندار از پاتوقي ديگر به مجلسي كه در آن زمينه‌خواني برپاست بيايند مهمان محسوب مي‌شوند و در هنگام خواندن ختم مجلس با مهمان مي‌باشد.

بخش سوم : بعد از وفات مرحوم مشكين (منبع : فصلنامه تاریخ معاصر ایران)

بعد از وفات مرحوم مشكين اشعار و نوحه‌هاي او بين شاگردانش تقسيم شد و بعضي از اشعار و نوحه‌ها هم متأسفانه در هيچ جا ثبت نشد. از شاگردان مخصوص مشكين مي‌توان از فردي به نام حسينعلي معروف به حسينعلي آتش‌انداز نام برد كه بيشترين آثار مشكين را نزد خود داشت كه در اواخر عمرش تعداد چند نوحه آن هم ناقص و حدود چهل غزل و قصيده و مسمّط از آثار مشكين را به درخواست يكي از چاپخانه‌ها به نام شهشهاني در چهل صفحه به چاپ رساند و نام كتاب را خزينه‌الاشعار مرحوم حاج حسين بابا (مشكين) نهاد.

 از ديگر شاگردان مرحوم مشكين حاج آقارضا خوشنويس سرآمد سخنوران و سردم‌خوانان بود كه نگارنده اين سطور حدود ده سال در نزد ايشان تلمذ نمودم.

 از نوحه‌هاي مرحوم مشكين مي‌توان از نوحه سلطان قيس كه در دستگاه سه‌گاه سروده شده، نوحه هلال ابن نافع در دستگاه چهارگاه، نوحه حضرت ابوالفضل در دستگاه ماهور و... نام برد.

 بعد از مشكين مرحوم مبهوت اشعار و نوحه‌هايي به سبك زمينه‌خواني سرود كه اشعار وي به‌طور پراكنده مي‌باشد و در يك مجموعه منظم به چاپ نرسيده و اشعار چنداني هم نسروده است. تعدادي نوحه كه بيش از چهل نوحه نيست و كمتر از اين عدد شعر در قالب غزل و مسمّط و ديگر قالبهاي شعري آن هم پراكنده و در دفاتر شخصي مداحان (دستكهاي نوحه) مي‌باشد. در بين سروده‌هاي مرحوم مبهوت حدود پانزده نوحه داراي اهميت مي‌باشد كه در آن تمام اصول را رعايت كرده و تقريباً نزديك به نوحه‌هاي مشكين سروده است. به غير از مرحوم مبهوت مرحوم خاكي نيز به سبك زمينه نوحه سروده است و اشعاري نيز دارد. او هم مانند مرحوم مبهوت داراي كتاب و يا ديوان نيست. مرحوم خاكي حدوداً سي و پنج نوحه سروده كه حدود پانزده نوحه آن خيلي نزديك به سروده‌هاي مشكين است و بقيه نوحه‌ها اهميت چنداني ندارد.

 مرحوم مفلوك نيز يكي از شاعراني است كه اشعار و نوحه‌هايي در اين سبك سروده  است اما متأسفانه مانند شاعران قبلي سروده‌هايش را فقط مي‌توان در دفترچه‌هاي مداحان (دستك نوحه) كه به طور پراكنده در اختيار بعضي قرار دارد ملاحظه نمود و مجموعه‌اي منسجم از وي كه شامل كتاب و يا ديوان باشد وجود ندارد. مرحوم مفلوك حدود بيست اثر در قالب نوحه زمينه‌خواني و ابياتي در قالبهاي غزل، قصيده و چند تركيب‌بند سروده است.

 در قالب نوحه‌هاي زمينه‌خواني آثار مرحوم مفلوك شباهت زيادي به سروده‌هاي مشكين دارد و والحق والانصاف نوحه‌هايي را كه سروده بسيار زيباست و تمام آنها در دستگاه سروده شده و هر نوحه در هر دستگاهي كه شروع مي‌شود در همان دستگاه هم به اتمام مي‌رسد.

 مرحوم حاج احمد صالح هم كه متأسفانه چند سال پيش رحلت نمودند در اين سبك نوحه‌هايي سروده است. ايشان يكي از مداحان و سخنوران و شاعران بود كه از فن سخنوري مطلع و آشنا به علم موسيقي و يكي از سخنوران و مداحان با سابقه در سبك زمينه‌خواني بود. وي آثار ارزشمندي در قالب غزل، قصيده، مسمط، تركيب‌بند، ترجيع‌بند، رباعي و سخن در چندين جلد كتاب از خود به يادگار گذاشته است. كتابي با عنوان ران ملخ يكي از آثار وي مي‌باشد. يكي ديگر از اين شاعران كه در همين عصر اشعاري در قالب نوحه زمينه‌خواني سروده حاج ابراهيم ذوالفقاري متخلص به حجت مي‌باشد. حجت ساكن شهر ري است و از روي سبك بعضي از نوحه‌هاي مرحوم مشكين تعدادي نوحه در يك دستگاه سروده است. وي در ديگر قالبهاي شعر مانند غزل، قصيده، رباعي و مخمّس اشعاري سروده است.

سبك زمينه‌خواني داراي چند ويژ‌گي مي‌باشد و مهمترين آن اين است كه حتمآ مداح بايد بر دستگاههاي موسيقي و گوشه‌هاي آوازي مسلط باشد تا بتواند نوحه‌ها را در دستگاهي كه شاعر سروده به راحتي بخواند و مستمع از شنيدن آن احساس رضايت نمايد.

 در گذشته اكثر مداحان اين سبك، هم از دانش آواز بهره‌مند بودند و هم از فن سخنوري مطلع و آگاه و به غير از اينكه نوحه‌هاي زمينه خواني را خيلي عالي مي‌خواندند در سردم‌خوانيها هم حرف براي گفتن داشتند و مستمعين از خواندن آنها لذت مي‌بردند.

 يكي از اين مداحان و سخنوران كه در تهران جايگاه خاصي داشت مرحوم حاج رضا تابش اكبري معروف به رضا خوشنويس بود. مرحوم حاج رضا خوشنويس از سخنوران بسيار موفق و از سردم خوانان نامي و حرفه‌اي دوران گذشته است. او از جمله كساني بوده كه وقتي براي خواندن وارد محلي مي‌شده كه در آنجا سردم بسته شده است زنجير قروق را به احترامش باز مي‌كردند و بعد از آن وي را با احترام به بالاي مجلس كه همان سردم مي‌باشد مي‌بردند و در هنگام خواندن همزمان با دو طرف سردم كه هر طرف را دم مي‌ناميدند مشاعره مي‌نموده، يعني اينكه همزمان با دو سخنور در دودم سردم به مشاعره مي‌پرداخت و سخنوران در حضور وي احساس عجز مي‌نمودند. وي در مداحي زمينه‌خواني هم از اساتيد اين سبك به شمار مي‌آمد و آثاري در قالب نوحه و غزل و مخمّس از وي به جا مانده است. در شهر ري مرحوم دايي محمد قرباني معروف به دايي محمدآقا از مداحان مطرح اين سبك بود.

بخش دوم : سردم خوانی (منبع : فصلنامه تاریخ معاصر ایران)

بعد از گذشت چند سال از عزيمت مرحوم مشكين به تهران و سرودن نوحه‌هاي زمينه‌خواني در دستگاههاي مختلف موسيقي و استقبال پرشور مستمعين سبك زمينه‌خواني به اوج شكوفايي رسيد و هر مداحي كه مي‌خواست نوحه‌هاي زمينه‌خواني را در مجالس و پاتوقها بخواند مي‌بايست به تمام دستگاهها و رديفهاي آوازي آشنايي كامل داشته باشد و بايد زحمت مي‌كشيد و اين خود يك اصل براي مداح بود و به همين خاطر هر كسي نمي‌توانست نوحه‌ها را بخواند و حتمآ بايد دستگاههاي موسيقي را فرامي‌گرفت.

 رفته‌رفته شاعراني ديگر در آن زمان شروع به سرودن نوحه در سبك زمينه‌خواني نمودند كه به غير از چند نفر نوحه‌هاي آنها به دليل آنكه رديفها را رعايت نمي‌كردند چندان مورد استقبال قرار نگرفت. اما نوحه‌هاي مشكين تاكنون به عنوان بهترين و به عنوان مرجع در اين سبك باقي مانده است.

 اشعار مشكين در قالب غزل، قصيده، مسمّط، رباعي و نوحه‌هاي زمينه‌خواني طرفداران زيادي پيدا كرده بود. سردم‌خوانان از اشعار وي كه در قالب غزل و قصيده سروده بود در محافل و مجالس سردم‌خواني و سخنوري استفاده مي‌كردند. مداحان نيز نوحه‌هاي زمينه‌خواني را در هيئتها و پاتوقها براي مستمعين مي‌خواندند و به روضه و عزاداري مي‌پرداختند.

 در پايان هر نوحه و آخرين دم از نوحه نام مشكين به عنوان تخلص برده مي‌شد و مستمعين با شنيدن نام مشكين به وجد مي‌آمدند. مشكين در قالب غزل، قصيده، مسمّط و رباعي اشعار فراواني در مدح و منقبت چهارده معصوم(ع) و شهداي كربلا سروده است. و در ديگر عرصه‌هاي شعر و ادب مانند نقّالي و سردم‌خواني و سخنوري شاهكارهايي از خود بر جاي گذاشته است.

نوحه‌هاي او در دفترچه‌هايي به نام دستك نوحه يا بياض نوشته مي‌شد و مداحان نوحه‌ها را يا از خود مشكين يا شاگردانش و يا با چند واسطه از مشكين مي‌گرفتند. در آن زمان به علت اينكه اكثر مردم و بعضي از مداحان از سواد خواندن و نوشتن بي‌بهره بودند براي اينكه بتوانند از نوحه‌ها استفاده كنند هنگام خواندن نوحه توسط مداحي ديگر نوحه را حفظ مي‌كردند يا كساني كه سواد داشتند و مي‌توانستند تند بنويسند متن نوحه را مي‌نوشتند تا مداحان بتوانند در پاتوق خود نوحه را بخوانند. متأسفانه اكثر نوحه‌ها كه افراد تندنويس مي‌‌نوشتند و در دستكها موجود است داراي نواقصي است.

 در سالهاي پاياني زندگي مرحوم مشكين چند نفر از دوستان و شاگردانش از او خواستند تا تمام اشعار و نوحه‌هاي خود را به چاپ برساند. اما اجل به اين شاعر خوش‌ذوق امان نداد.

 از تاريخ فوت مشكين و آرامگاهش هيچ سندي در دست نيست. اما هميشه نامش در قلب مداحان و مياندارها و مستمعين جاويدان است. هم‌اكنون بعد از گذشت سالها در تهران و شهرري در تمام هيئتها و پاتوقهاي هفتگي و در مجالس عزاداري و سينه‌زني كه به سبك زمينه‌خواني برگزار مي‌شود از مرحوم مشكين به نيكي ياد مي‌كنند و از اشعار و نوحه‌هايي كه براي غربت و مظلوميت چهارده معصوم(ع) سروده استفاده مي‌كنند.

بخش اول : زمینه خوانی (منبع : فصلنامه تاریخ معاصر ایران)

 حدود يكصد سال پيش شاعري توانمند، خوش ذوق، ولايتي و از دوستداران اهل بيت(ع) از شهر قزوين به نام حاج حسين بابا متخلص به (مشكين) براي اينكه مجالس عزاداري حضرت اباعبدالله(ع) از رونق بيشتري بهره‌مند گردد و مجالس روضه و سينه‌‌زني باشكوه‌تر برگزار شود تصميم گرفت اشعاري را در دستگاههاي موسيقي بسرايد به نحوي كه نوحه در يكي از دستگاههاي موسيقي مانند سه‌گاه، چهارگاه، بيات ترك و ديگر دستگاهها شروع مي‌شد و در همان دستگاه به پايان مي‌رسيد. هر نوحه شرح حال كامل يكي از شهداي كربلا يا ائمه معصومين (عليهم‌السّلام) بود كه با استناد به مقاتل و احاديث و روايات صحيح نظير لهوف ابن طاووس و منتهي‌الآمال سروده مي‌شد. اين سبك كه توسط مرحوم مشكين ابداع شد «زمينه‌خواني» نام گرفت.

 مرحوم مشكين همعصر و از دوستان شاعر پرآوازه آن دوران مرحوم عارف قزويني بود. و از عارف قزويني در ابداع سبك زمينه‌خواني كمك فراواني گرفت زيرا عارف قزويني به تمام دستگاههاي موسيقي مسلط بود.

 مرحوم مشكين پس از ابداع سبك زمينه‌خواني از قزوين به تهران عزيمت نمود و در تهران و شهرري با استقبال پرشوري از طرف مداحان و سخنوران و سردم‌خوانان آن زمان مواجه شد و اين سبك جديد در تهران و شهر ري در پاتوقهاي عزاداري كه معمولا در منازل و حسينيه‌ها و بعضي از گذرها و تكيه‌ها در بعضي از روزهاي هفته مثل شبهاي جمعه و پنج‌شنبه منعقد شده براي حضرت سيدالشهدا(ع) عزاداري مي‌كردند رواج يافت، به‌طوري كه هيئتهاي هفتگي در تهران و شهرري گسترش يافت و تقريبآ تمام شبهاي هفته در تهران و شهرري در طول سال اين مجالس برگزار مي‌گرديد و هنوز بعد از گذشت سالها اين مجالس در چند پاتوق در تهران و چند پاتوق در شهرري برقرار است.

 

این تحقیق به همت دوستان خوبم آقای براتی و سرکار خانم اکبری از پرسنل متعهد و وظیفه شناس مدیریت بافت تهران قدیم تهیه شده است که آن را خدمت شما خوبان عرضه می نمایم.

  در يكي از چند شب آخر سال ايرانيان جشن سوري را كه عادات و سنت قديم آنان بود، با آتش افروزي همگاني بر پا مي‌كردند، اما چون تقسيم آنان در روزشماري بر آن پايه نبود كه ماه را به چهار هفته با نامهاي كنوني روزها بخش كنند و بخوانند لاجرم در شب چهارشنبه آخر سال تحقيقاً چنين جشني برگذار نمي‌شده است و روزشماري كنوني بر اثر ورود اعراب به ايران باب شده است، بي گمان سالي كه اين جشن به شكلي گسترده و فراگير برقرار بود، مصادف با شب چهارشنبه شده و چون در روز‌شماري و فرهنگ اعراب، چهارشنبه نحس و بديمن محسوب مي‌شده است از آن تاريخ به بعد شب چهارشنبه آخر سال را با جشن سوري به شادماني پرداخته و به اين وسيله سعي داشتند كه نحوست چنين شب و روزي را منتفي كنند.آتش در نزد ايرانيان آريايي مظهر روشني‌، پاكي ، طراوت ، سازندگي و...

دریافت فایل موسیقی محلی در غرفه زنجان از طریق لینک زیر. فایل ارسالی توسط شهاب صفایی :

موسیقی محلی

دریافت فایل رقص محلی لرهای بختیاری از طریق لینک زیر. فایل ارسالی توسط شهاب صفایی :

رقص محلی لرهای بختیاری

نان كه لانه ، منطقه  كردستان . سنندج ، بانه و روستاهاي اطراف :

آرد – تره و پيازچه – كره حيواني

نان برساق ، منطقه سنندج : آرد – شير – شكر – روغن

كلوچه خرمايي زابل : آرد – شير – روغن – سياه دانه – خرماي سرخ شده

 

                                  

كسانى كه با «غزلخوانى» آشنايى دارند، مى دانند كه در جنوب تهران سبك دلنشينى از غزل خوانى بوده است كه پس از انقلاب كم كم از ميان رفته. اين سبك را كه معروف به «آواز كوچه باغى» يا «باباشمل» است، معمولاً ًداش مشدى ها يا لوطى ها- به ويژه آخرهاى شب و در حال عبور از كوچه ها- مى خوانده اند. اين شيوه بعدها به «بيات تهران يا بيات رى» معروف شد و اولين هنرمندى كه رسماً در اين سبك خواند، جواد بديع زاده بود و اولين صفحه رسمى بيات تهران را هم وى در حدود سال ۱۳۱۴ در حلب با همراهى ويولن ابوالحسن صبا ضبط كرد كه روى اول صفحه «دعاى عاشق» و روى دوم آن «نفرين عاشق» نام داشت و هر دو شعر از «كفاش خراسانى» بود .

بديع زاده در كتاب خاطراتش «گلبانگ محراب تا بانگ مضراب» ازصفحه ۲۲۴ تا ۲۲۹ چگونگى علاقه مندى اش را به خواندن اين نوع سبك كه در واقع «غير رديفى» است شرح مى دهد و درباره اين كه چه كسى پيشنهاد مى كند تا نام اين شيوه را «بيات تهران» بگذارند توضيحات جالبى مى دهد كه شنيدنى است. داستان از اين قرار است كه بديع زاده براى ضبط چند صفحه در تدارك سفر بيروت و حلب بوده است و شبى در منزلش مهمانى مى دهد.مهمانانش عبارت بوده اند از: ذكاءاالملك [محمدعلى] فروغى، ملك الشعرا بهار، سيد كاظم خان اتحاد مدير روزنامه اميد، ابوالحسن صبا، حبيب سماعى و حسين يا حقى. خلاصه ساز و ضربى و حال و هوايى داشته اند كه ناگهان...

شب گذشته بخشي از شهرهاي کشور از جمله تهران شاهد برگزاري جشن سده بود. به مناسبت اين جشن که به دليل پيدايش آتش برگزار مي‌شود، جمعي از زرتشتيان و علاقه‌مندان به جشن‌هاي آئيني ايران باستان، با روشن کردن آتش بزرگ، به شادي و پايکوبي پرداختند. در تهران اين جشن در کوشک ورجاوند برگزار شد. و اما حکایت این جشن از زبان خبرگزاری میراث فرهنگی : پيش از اين و 323 سال پس از ورود اسلام به ايران، مردي از خاندان آل زيار، با تلاش فراوان هيمه عظيمي در کنار زاينده رود فراهم و آتش بزرگي برپا کرد؛ آتشي که نور آن از فرسنگ‌ها ديده مي‌شد. مي‌گويند اين مرد مرداويج بود.
 پس از غلبه سلاطين اموي و عباسي بر ايران و سخت گيري بر اجراي سنن ايراني، ايرانيان زيادي همانند مرداويج هرساله در دهم بهمن ماه کوشيدند تا جشن سده را که يکي از...
 

فرحناز کريم‌خاني در 15 سالگي

خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه ميراث فرهنگي ـ نقالي بخش مهمي از سنت روايت نمايشي ايران است که بيشتر به روايت شاهنامه و منظومه‌هاي نظامي مي‌پردازد. برخي نقالي را نياي نمايش در ايران مي‌دانند و معقتدند که اين سنت ريشه‌هاي عميقي در فرهنگ روايي ما دارد. تا پيش از اين مردها راويان اين نوع روايت بودند اما از 30 سال قبل با حضور زنان در نقالي اين نمايش،‌ نگاه تازه‌اي فراتر از ساختارهاي فرهنگ عامه در نقالي پديد آمده است.

شهرزاد قصه‌گو را همه مي‌شناسند. دستان‌سرايي که با روايت ماهرانه ...

يادواره درگذشت اشو زرتشت در تهران با آفرينگان خواني در تالار خسروي آغاز و پس از آن با برگزاري آيين ديني براي شادماني روان و فروهر درگذشتگان در آرمگاه قصر فيروزه ادامه يافت. اين آيين هر ساله در روز خورايزد دي ماه برابر با پنجم دي در تهران و شهرهاي بزرگ ايران برگزار مي‌شود.

متن کاملی از این آئین را در ادامه مطلب به نقل از خبرگزاری میراث فرهنگی بخوانید.

بعضي بروجرديها از جمله پدر بنده نذر چهل منبر دارند كه من هم از كودكي تا به الان در اداي اين نذر بارها و بارها با پدرم سهيم بوده ام . اين نذر در روز تاسوعاي حسيني صورت مي گيرد و براي هر كسي كه در اين نذر شركت مي كند كلي اتفاقات و خاطرات به ياد ماندني رقم مي خورد . در بعضي جاها ديده ام كه از اين نذر صرفا براي بانوان بروجردي نامبرده شده در صورتي كه انچنين نيست و اين نذر به جنسيت خاصي محدود نمي شود . در روز تاسوعا چهل تا شمع رو در چهل منبر كه منظور همان سقاخونه هائي است كه قبلا توضيح دادم  روشن مي كنند. معمولا يك سيني براي اين كار در نظر مي گيرند و آن را نزديك در ورودي قرار مي دهند تا شمعها رو  اونجا روشن كنند كه هميشه چند تا كودك كنار اين سيني مشغول بازي با شمعها هستند . در ضمن بعضي جاها هم از شما پذيرايي مي شود. خود من بيشتر خاطراتم از اين مراسم به آشنايي با كوچه ها و خانه هاي قديمي بر مي گرده كه به لطف علاقه بابام به كوچه پس كوچه هاي قديمي من هم با اونها آشنا مي شدم.

مثل هميشه پدرم با دقت و وسواس عجيبي حواسش به  چاي ، قند و حتي كتيبه ها و پرچم هاي سقاخونه هست  اين سقاخونه با سقاخونه هايي كه شما توي ذهنتون هست فرق مي كنه . ما بروجرديها به جاي حسينيه و تكايا بيشتر سقاخونه داريم ، البته الان ديگه تعداد حسينيه ها و تكايا هم فكر مي كنم كه بيشتر شده.

اما سقاخونه ؟!  بعضي از بروجرديها از جمله پدربزرگ بنده حاج ابوالقاسم عالم نژاد كه به رحمت خدا رفته و مادر بزرگ بنده كه عمرش هزار ساله باشه با توجه به اعتقادات خودشون نذر مي كنند كه در دهه محرم يك اتاق از خونه شون سياه پوش كنند و اون رو واسه عزاداري و پذيرايي از دوستداران امام حسين عليه السلام آماده كنند . كه اصطلاحا ميگن فلاني در خونه ش سقا خونه بسته . اما زينت اين اتاق سياه پوش  علاوه بر كتيبه ها و پرچم ها و شمايل امامان  ، منبري هست كه چراغهاي متعدد و زيبايي به صورت روشن بر روي آن قرارمي گيرد. خلاصه در طي اين ده شب محرم در ورودي اين خونه ها از دم غروب به بعد بازميشه و اهل منزل آماده پذيرايي مي شوند كه اين پذيرايي ها معمولا شامل چاي يا  شير ويا شربت ميشه . البته قديم تر ها شامل قليان هم مي شد. خلاصه حال و هواي خاصي در اين سقاخونه ها برقراره ، همين جور سقاخونه پرميشه و خالي ميشه و فضاي سقا خونه با نفس گرم عزاداراني كه عمدتا نوجوانها و جوانهايي  هستند كه به صورت دسته جمعي به اين سقاخونه ها مي آيند عطر آگين مي شود.

دشمنت کشت ولي نور تو خاموش نشد     آري آن جلوه که فاني نشود نور خداست

تعزيه در لغت به معني سوگواري و عزاداري و برپا داشتن يادبود عزيزان در گذشته است. ليکن در اصطلاح به نوعي نمايش مذهبي با آداب و رسوم و سنت هاي خاص اطلاق مي شود...».3

  «خارجياني که ظرف تقريباً دويست سال اخير بر حسب اتفاق در ايران زيسته اند، يا از ايران گذشته اند، مجذوب شکل نمايشي فوق العاده بوده اند به نام تعزيه (تعزيت) يا شبيه (يا به روايت بالا تراژدي حسن و حسين(ع)  ) . اين مجذوبيت در واقع از سده شانزدهم آغاز مي شود...».5

 در دوره قاجار تعزيه خواني از نظر محتوا و کيفيت و از جهت نحوه برگزاري و محل آن به اوج تکامل مي رسد به طوري که در زمان ناصرالدين شاه قاجار در تهران «... 200 تا 300 جا براي مراسم تعزيه اعم از تکيه، حسينيه و ميدان وجود داشت که هر کدام 200 تا 300 نفر را در خود جاي مي دادند ...».6

 پس از ناصرالدين شاه قاجار تعزيه رفته رفته اهميت خود را از دست داد و در سالهاي آغاز ديکتاتوري رضا شاه پهلوي اجراي تعزيه رفته رفته ممنوع اعلام گرديد به طوري که : «....فتح اله پاکروان استاندار خراسان در محرم سال 1315 هـ .ش برگزاري جلسات روضه خواني در داورزن سبزوار را ممنوع اعلام کرد ...». 7

 در این باب متن کامل را در لینک ادامه مطلب بخوانید.

شب چله یا همان شب یلدا که آن را انقلاب زمستانی نیز می نامند به بلند ترین شب سال در نیمکره ی شمالی زمین اطلاق میشود. از غروب آفتاب 30 آذر تا طلوع آفتاب 1 دی شب یلداست که برای ایرانیان از اهمیت خاصی برخوردار است. ایرانیان باستان اعتقاد داشتند که اول زمستان شب زایش خورشید و تولد میترا همان ...

سولماز : بهترین و به یاد ماندنی ترین شب یلدا را در کنار عزیزانتان آرزومندم. چون خورشید پایدار و گرم باشید. در لینک ادامه مطلب متن کامل خدمت شما دوستان تقدیم شده است.

 

مدیر پایگاه پژوهشی میراث فرهنگی استان گیلان گفت: در میان برخی مردم و جوانان دم بخت این استان مرسوم است كه در شب یلدا فال هندانه پوس (پوست هندوانه) می‌گیرند.

حسین اسماعیل‌پور در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ایران‌شناسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، بیان كرد: برای گرفتن این فال، هندوانه را به چهار قسمت طولی تقسیم می‌كنند و هر چهار پوست را به پشت سر خود می‌اندازند. در این میان، چهار حالت پیش می‌آید، اگر دو قاچ هندوانه، سفید‌ و دو قاچ، سبز باشد، به معنای حد وسط بودن برای نیت شخص است. اگر سه قاچ سبز و یك قاچ سفید بیفتد، نیت آن خوب است، اگر سه قاچ سفید و یك قاچ سبز باشد، نیت بد است. اگر هر چهار قاچ سبز باشد، به معنای خیلی خوب و اگر هر چهار قاچ سفید باشد، به معنای خیلی بد است.

وی در توضیح دیگر رسم‌های مردم این استان، اظهار داشت: معمولا مردم در شب یلدا در ...

 

 

عده اي از منطقه فين به كين خواهي و خونخواهي امام زاده ساطانعلي كه در سال 113 هجري در منطقه كنوني مشهد اردهال به شهادت رسيده ،‌چوب به دست و عموما با پاي پياده از فين به سمت زيارتگاه ايشان در مشهد اردهال حركت مي كنند.

 حكايت تاريخي اين مراسم

هنگامي كه امام زاده ساطانعلي مورد حمله دشمنان واقع مي شود . پيكي را با هدف كمك خواهي از مردم فين به آن منطقه راهي مي كنند. اما مردم فين وقتي به محل مي رسند كه كار از كار گذشته و امام زاده به شهادت رسيده . مردم روستاي خافه در نزديكي همان محل زودتر به محل شهادت مي رسند و فرشي را كه به روايتي امامزاده را با آن غسل داده اند و به روايتي آغشته به خون امام زاده بوده است براي شستشو به فينيها مي دهند.

از آن تاريخ تا به حال هر سال فرشي به نشانه و سمبل در منطقه كاشان بافته مي شود و به صورتي كه مي خوانيم در اين مراسم نقش به سزايي را بازي مي كند.