برنامه ريزي سفر و راهنمای جاذبه هاي گردشگري تهران
واژه ها
تو فال : در فكر (گرفتار چه كنم چه نكنم )
تون : آتشدان يا كوره حمام
تون تاب : كارگر كوره حمام كه آتش زير خزينه را روشن نگه مي دارد
توتك : نان كوچك بيضي شكل به اندازه كف دست
تو دل كسي غنج زدن : خيلي خوشحال بودن
تو چشم خور: جلوي چشم
تنگ كسي را گرفتن : بيخ يقه اش را گرفتن
تنگ گوشي : پچ پچ كردن ، آهسته حرف زدن
تو پر قو افتادن : خوش اقبال بودن
تاجرانه : آهسته و كم صدا با دو انگشت به كف دست كوبيدن
اصطلاحات و ضرب المثلها
- تو خونه قاضي گردو زياته ، اما شمارش داره
- تلخي روزگار رو كي چشيد ،اوني كه قليون كشيد
- تاتواني به جهان همدم محرومان باش : به دمي يا قلمي با قدمي يا درمي
- تا تغاري بشكند ماستي بريزد ، جهان گردد به كام ماسه ليسان
- تا پريشان نشود كار به سامان نرسد
برگرفته از کتاب فرهنگ برو بچه های ترون : مرتضی احمدی
بابا بیل زن : کسی که خود هزار جور گرفتاری دارد و می خواهد گرفتاری دیگران را برطرف کند
بابا شمل : داش مشدی ، قلدر ، بزن بهادر ، لوطی
بابا شملی : نوعی آواز مردم پسند تهرانی
باد سام : باد خفه کننده ، باد خشک ، باد آلوده و نفس بر
باسمه ای : بدلی ، ساختگی ، قلابی
باسو : بالیاقت ، پرتلاش و فعال ، باعرضه و کاری
بچه گول زنک : پستانک
بچه مزلف : زلفی ، قرتی ، جلف ، سبک ، قری و اطواری
بخیه به آبدوغ : کار بی نتیجه ، کار بی حاصل ، کار بیهوده و وقت تلف کردن و به جایی نرسیدن
برق بوقه : سرعت زیاد
اصطلاحات و ضرب المثلها
- با آب حمام دوست می گیرند.
- باباش از بی کفنی زنده است.
- با دسته کورها معامله نکن.
- بخت گر وارو شود ، فالوده دندان بشکند.
- به جای شمع کافوری چراغ نفت می سوزد.
برگرفته از کتاب فرهنگ برو بچه های ترون : مرتضی احمدی
علیرضا عالم نژادیکشنبه بیست و ششم تیر 1390 در ساعت 20:40 |
ضرب المثلهای تهرونی برگرفته از کتاب مرتضی احمدی با عنوان فرهنگ بروبچه های ترون
1- آبدوغ که خوردی کاسه اش را دمر کن زیر سرت
2- از درد لاعلاجی به گربه میگه خانباجی
3- از این ماست کل عباس چشم دید و دلم خواست
4- از درخت تنومند چوب فلک نمی سازند
5- از نوکیسه قرض نکن اگر کردی خرج نکن
6- افسرده دل افسرده کند انجمنی را
7- اگر زمانه با تو نسازد تو با زمانه بساز
8- اولاد بادام است نوه مغز بادام
9- اینم واسه ما شد قوز بالاقوز
10- اول چاه را بکن بعد مناره را بدزد
1- آب تراش كردن : داخل هندوانه يا خيار درشت را با قاشق تراشيدن.
2- آبدوغ خياري : كاري را بدون توجه و دقت انجام دادن و بزن برويي كردن.
3- آب زير پوست كسي رفتن : باز شدن رنگ و رو ، كمي چاق شدن. يه پرده گوشت آوردن.
4- آب قلبش رو خوردن : وضعيت انسان خوش نيتي كه از هر طرف سود نصيبش مي شود و نيازمند كسي نيست.
5- آبگوشتي : كار سرهم بندي شده ،كار بزن برويي و پر عيب و ايراد.
6- آبي گرم نشدن : عرضه هيچ كاري را نداشتن.
7- آرا بيرا كردن : آرايش كردن ، رسيدن به سر و ظاهر.
8- اس و قس (oss-o-qos) : بدنه ، پايه ، پيكر ، اسكلت ، استخوان بندي.
9- اين پا و اون پا كردن : دل دل كردن ، چه كنم چه كنم ، شك و تامل ، ترديد.
10- اين دست آن دست كردن : دفع الوقت ، وقتكشي ، وقت گذراني.
ـ برگرفته از كتاب فرهنگ برو بچه هاي ترون مرتضي احمدي
علیرضا عالم نژاددوشنبه شانزدهم فروردین 1389 در ساعت 8:20 |

علیرضا عالم نژادشنبه هفتم آبان 1390 در ساعت 10:41 |